راميلاراميلا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
رونیکارونیکا، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

✿ کوچولوهای دوست داشتنی مامان و بابا ✿

رفتن به مهمانی

1391/6/5 2:37
نویسنده : مامان ساناز
337 بازدید
اشتراک گذاری
                   

از سمت راست محمد علی - نساء - علی - مریم - نگین - زهرا

بعد سه نفر وسط از سمت راست مهزیار - نجمه - حسین

و اینک گل دخمل خودم رامیلا خانم

 

این بچه ها همه نوه های مادربزرگم هستند یعنی بچه های خاله و دایی .

و خانم کوچولویی که اون وسطا می چرخه وروجک منه که نتیجه است. 

 

روز جمعه من به همراه رامیلا و آنا رفتیم یکسری به زنیم خونه مادربزرگ و پدر بزرگ بنده که چون چند روزی تعطیلات بود همه نوه ها دور هم جمع شده بودن, البته به خاطر این هم بود که یکی از خاله خودم هم با دو تا از بچه هاش از تهران اومده بودن ما هم از فرصت استفاده کردیم رفتیم و جاتون خالیه هم خوش گذشت و هم خیلی خسته کننده بود چون وقتی 2 تا بچه با هم باشند ببین چه میکنند چه برسه 10 تا بچه بشوند، رامیلا هم حسابی بازی کرد و خسته شد چون تو راه توی ماشین خوابش برد .

 

              
پسندها (1)

نظرات (6)

مامان مانی
5 شهریور 91 10:20
همیشه شاد باشید ....
چه بچه های گلی ..... تندرست باشید ....


تشکر لطف دارید .
سودابه
5 شهریور 91 15:26
واایییی چقدر دخمل و پسمل ناز.زنده باشین همه اتون.سلام رامیلای قشنگم دست مامان رو بگیر وبیاین مهمونی وب ما همه دعوتند.به در خواست دوستان داستان این شماره رو گذاشتم در وبلاگ محمدمتین منتظر حضور گرم و نظرات مفیدتون هستم.سپاس.


سلام مرسی لطف دارید، حتماً میایم پیشتون .
مامان رهام
8 شهریور 91 10:58
ای جانم خدا حفظشون کنه...............ساناز جون ببخشید یه سئوال آنا کیه؟


خواهش میکنم مادربزرگش ( مادر خودم ) .
مامان ملینا
12 شهریور 91 13:47
سلام خدا حفظشون کنه و مادربزرگتون رو براتون نگه داره .بوس برای رامیلای خوشگلم


مرسی گلم .
ساراکوچولو
15 شهریور 91 21:08
سلام سلام
ساراکوچولو برگشته ...خوشحال میشه سری بهش بزنید...منتظرتونیم

سارا جون منتظرتونه


سلام عزیزم خوش اومدید، چشم حتماً میایم پیشتون .
مهرانه مامان مهرسا
1 مهر 91 19:24
سلام چه عكس با حالي راميلا جون رو هم ببوسيد


سلام خاله جان از لطفتون ممنون .